مقدمه
اگر بخواهیم به ریشه وجود بدبینی در زندگی افراد و خصوصاً در زنگی مشترک افراد مراجعه کنیم، با یک غافلگیری و البته تناقض روبروی خواهیم شد. به طور کسی که به وجود یک موقعیت و حفظ آن علاقه نداشته باشد، بقای آن تلاش نخواهد کرد. بدبینی به همسر هم بر اساس همین نیاز و خواسته شکل میگیرد و به طور کلی نشانهای مثبت به حساب میآید؛ به این معنا که فرد به زندگی مشترکی که دارد علاقهمند است و در جهت حفظ و یا نجات آن تلاش میکند. نکته اینجاست که برخی اوقات این تلاش به یک وسواس تبدیل شده و دچار افراط میشود.
با زیادهروی و پافشاری روی یک خصیصه و نشانهی مثبت در زندگی زوجین، به همان تناقضی روبروی میشویم که در ابتدا به آن اشاره شد؛ یعنی دلخوری و فاصله گرفتن. اگر بخواهیم به طور مختصر ماجرا را شرح دهیم، باید بگوییم فرد در حالی که سعی میکند زندگیاش را حفظ کند، در حال آسیب زدن به آن است. پیشنهاد می شود مقاله در خصوص نامزد شکاک را مطالعه نمایید .
ریشه بدبینی به همسر در چیست ؟ به طور کلی موارد زیادی را میتوان به عنوان ریشههای ایجاد بدبینی همسر نام برد و عنوان کرد، اما اصلیترین ریشه چیزی نیست غیر از اهمیت زندگی مشترک در ذهن فرد. اگر این اهمیت و اهتمام در ذهن افراد وجود نداشته باشد، به طور طبیعی این جنس از آسیبها از میان خواهد رفت.
به همین دلیل است که باید بپذیریم این موضوع از یک نیاز و احساس مثبت و ضروری به وجود آمده، اما پاسخ و روشی که برای حل آن بیان شده، صحیح و قابل اتکا نیست. پس برای حل این مشکل نباید به سراغ از بین بردن خواستگاه این نیاز رفت، بلکه باید ریشههایی که باعث به وجود آمدن این روش غلط برای پاسخگویی را مورد بررسی قرار داد. اینجا به برخی از این ریشهها اشاره میکنیم.
در این قسمت و همچنین دو مورد بعدی به مواردی اشاره میکنیم که بیش از همه، به دوران کودکی افراد مرتبط هستند. دوره کودکی به عنوان دورهای از زندگی که بیشترین سهم را در شکلگیری شخصیت افراد دارد، نه تنها بر اساس تفکرات ذهنی و تجربیات شخصی، بلکه بر اساس بسیاری از اتفاقات محیطی تحت تاثیر قرار میگیرد. کمتر انسانی را میتوان یافت که هیچ مشکل و تجربه تلخی در دوران کودکی خود نداشته باشد.
پس این موضوع به خدی خود باعث نگرانی نیست. مشکل از جایی شروع میشود که ما با این وضعیت برخورد مناسبی نداشته و به جای حل این مشکلات یا آنها را نادیده میگیریم یا از روشی غلط برای حل آن استفاده میکنیم.
یکی از نکاتی که در دوران کودکی بر روی افراد تاثیر بسزایی دارد، نوع تعامل با والدین و تجربه زندگی آنها در محیط خانواده است. در برخی موارد والدین صفات خود را به طور مستقیم به کودکان منتقل میکنند و در برخی موارد هم قضیه به شکل معکوس پیش میرود؛ به این معنا که کودک با مشاهده رفتاری در والدین، نسبت به آن رفتار تنفر پیدا کرده و همواره سعی میکند رفتاری در جهت مقابل آن را به نمایش بگذارد. البته این تمام ماجرا نیست، حجم بسیار زیادی از رفتارهای کودکان در مواجهه با رفتارهای والدین، به یکی از این دو صورت بروز و ظهور میکند.
همانطور که گفته شد، ممکن است رفتار کودکان نه در نسبت مستقیم با رفتارهای والدین، بلکه در جهت عکس آن شکل بگیرد. به عنوان مثال کودکی را در نظر بگیرد که پدر و مادرش از هم جدا شده اند و تحلیل او از این اتفاق بر این پایه است که به خاطر عدم تعلق خاطر و بیدقتی مادر در محیط خانه، این اتفاق ناگوار در خانواده آنها پیش آمده است. احتمال زیادی وجود دارد تا این فرد بعد پس از طی دوران کودکی، برای فرار از نقش مادری بیخیال و بیدغدغه، مدام رفتارهایی از خود بروز دهد که عکس این قضیه را به اطرافیانش اثبات کند. یکی از این نمودهای اخلاقی میتواند شکاک بودن و بدبینی در دوران بزرگسالی است.
ممکن است فردی نه بر اساس یک عقدهی شکل گرفته در دوران کودکی، بلکه به دلیل آموزش غلط دچار این اختلال شود. از آنجایی که در مواقع بسیار زیادی نظارت صحیح بر محتواهای آموزشی وجود ندارد، این موضوع بخصوص در دورهها و آموزشگاههای خصوصی مسائل مختلفی را به وجود میآورد. این مشکلات ممکن است کوچ یا بزرگ باشند و حتی در مواقعی تا حد ایجاد بحران پیش بروند.
دقت کنید در اینگونه موارد با یک باور غلط روحی که بر اساس محدودیتها شکل گرفته و با تمرین و مراجعه به مشاور قابل حل است روبرو نیستیم، بلکه در این موارد شخص بر اساس آموزشهایی که دیده، باور دارد آنچه که در حال انجام آن است صحیح بوده و نیازی به اصلاح ندارد. حل این مورد در مواردی حتی دشوارتر از تصحیح عقدههای شکل گرفته در دوران کودکی است.
پیشتر به رفتارهای والدین تاثیر آن بر رفتار کودکان اشاره کردیم، اما باید توجه کنیم به وجود آمدن عقدهها منحصر به رفتارهای والدین و از طرف دیگر فقط مربوط به دوران کودکی نیست. گاهی این خود فرد است که تجربیات تلخی را از سر میگذراند و همین موضوع باعث فعال شدن سیستم دفاعی بخش روانی وجود او میشود. این سیستم دفاعی با رفتارهای مثل واکنشهای دفاعی در صدد جبران یا حتی انکار آسیبی که به فرد وارد شده پیش میرود و این موضوع منحصر به دوران کودکی نیست.
به عنوان مثال فردی را در نظر بگیرید که یکبار ازدواج کرده و این تجربه با خیانت همسر او همراه شده است. یکی از سادهترین روشهایی سیستم دفاع روانی فرد برای این موضوع به فرد پیشنهاد میدهد، توسل به اصل تعمیم است؛ به این صورت که صفت خیانت را به همهی زنان تعمیم میدهد، در نتیجه فرد به سمت شکاکیت و بدبینی سوق پیدا میکند. مشاوره قبل از ازدواج میتواند از این مشکلات جلوگیری کند.
میتوان ادعا کرد یکی از شایعترین دلایل بدبینی به همسر، تمرین اینکار در طول روزهای هفته است. مگر میشود کسی را پیدا کرد که برای چنین کار آزاردهندهای تمرین کند؟ متأسفانه جواب این سوال مثبت است. وضعیت حتی از این هم بدتر است. این افراد در زندگی برای جذب هر نوع انرژی منفی و افکار آزاردهندهای که ممکن است به ذهن هر کدام از ما خطور کند و به صورت طبیعی آنها را نادیده بگیریم، تمرین و تلاش میکنند. اما چطور؟ در یک کلام: منفی نگیری. منفی نگری چیزی نیست که یک روزه اتفاق بیفتد.
این اشتباه در طول زمان بارها و بارها تکرار میشود تا برای ذهن ما به یک عادت و قانون لازم الاجرا تبدیل میشود و چیزی نیست که بخواهیم خیلی زود به وجود آن شک کنیم و نگران آن باشیم، اما بخش نگران کننده ماجرا در این است که اکثر افراد، بیش از اینکه از نگرش مثبت سود ببرند، دچار منفی نگری هستند. این موضوع به معنی یک اپیدمی خطرناک فکری، قابل بررسی است. دقت کنید که بدبینی همسر به شریک زندگی خود یکی از کوچکترین آثار منفی نگری است.
درمان بدبینی همسر چیست؟ حال که با برخی از ریشههای این وسواس ذهنی بیشتر آشنا شدیم وقت آن است که به سراغ درمان این رفتار ازاردهنده و تنشآفرین برویم. اگر بخواهیم این درمان های بدبینی همسر را به صورت کلی و در یک جمله خلاص کنیم، «مدیریت شرایط موجود در کوتاه مدت و خشکاندن ریشهها آن در بلند مدت» عبارت مناسبی به نظر میرسد. با این مقدمه به سراغ چند نکته ضروری در مواجهه با این شرایط میرویم.
اولین قدم در این مواجهه، لزوم مدریت شرایط است؛ به این معنی که کاری کنیم وضعیت بدبینی پیش آمده، از چیزی که هست بدتر نشود. رعایت این نکته، کاری دشوار به حساب نمیآید، بلکه مجموعه بایدها و نبایدهایی است که معمولاً بر اساس تجربه هم قابل شناسایی هستند. زوجین بعد از مدتی نسبت به یکدیگر شناخت پیدا میکنند و با این شناخت میتوانند خطوط قرمز طرف مقابل را تشخیص داده و به آن احترام بگذارند.
در کنار این موضوع، مواردی که باعث ایجاد حساسیت ذهنی و وسواس در ذهن طرف مقابل میشود هم باید مورد توجه قرار بگیرد و از دامن زدن به آن پرهیز شود. این مراعات نه تنها مانع افزایش سطح تنش شده، بلکه آن را کنترل کرده و به مرور باعث کاهش آن میشود. وقتی یکی از زوجین مشاهده میکند که طرف مقابل برای افکار او احترام قائل است و سعی میکند مانع رنجش او شود، به صورت خودکار نسبت به او احساس تعلق خاطر و اطمینان بیشتری خواهد کرد.
همانطور که اشاره شد، مشاهده اینکه شخصی به ما احترام میگذارد، رعایت حال ما را میکند، به ما عشق میورزد و نسبت به ما دلسوزی میکند چیزی نیست که بتوانیم بدون توجه و تاثیرپذیری از کنار آن عبور کنیم. عشق، عشق میآفریند اما این قانون منحصر به عشق نیست، بلکه هر رفتاری (چه خوب و چه بد) قدرت خلق دارد خود را بازتولید میکند.
همهی ما میدانیم که بدبینی نسبت به همسر، برای او آزاردهنده است و اصولاً این رفتار را برای پاسخ به یکی از رفتارهای او در نظر میگیریم و در حقیقت با این کار قصد تنبیه او را داریم. حال تصور کنید در چنین محیطی یکی از زوجین دست از تکرار این حلقهی تنشزا بردارد و با تولید اطمینان و عشق در این رابطه آسیب دیده، به این چرخه باطل پایان بدهد. مسلماً این رفتار خوب به مرور زمان با واکنش خوب طرف مقابل همراه خواهد شد.
گفتگو راه بسیار مناسبی برای شناسایی علل مشکلات است. گاهی در خلال گفتگو افراد خواستههای خود را به صورت مستقیم بیان میکنندو همین باعث کاهش تنش و شناسایی بهتر نیازها و وظایف طرفین میشود. البته که این تمام خاصیت گفتگو نیست.
گفتگو و بیشترین آثار گفگو اتفاقاتی است که در پشت پرده به وقوع میپیوندد. در اینجا قصد نداریم خواص گفتگو را به طور کامل بیان کنیم و فقط با اشارهای کوتاه به بخش کوچکی از مزایای گفتگو، از کنار آن عبور میکنیم. آگاهی از نیازهای فرد در بیان غیر مستقیم و زبان بدن، ایجاد صمیمیت بیشتر، افزایش اعتماد، افزایش اعتماد به نفس و کاهش سطح سوءتفاهمها تنها بخشی از خواص گفتگو است.
در پایان باید به این نکته اشاره کنیم که رجوع به مشاور تا چه میزان میتواند برای درمان اختلالها و مشکلات خانوادگی مفید باشد. مشاور راهی که ممکن است خود فرد برای طی کردن آن به چند سال زمان نیاز داشته باشد را در چند هفته برای او حل کرده و به سر انجام برساند.
اینکه در صورت عدم مراجعه به مشاوره، افراد به جز زمان با چه آسیبهای روحی و احساسی دست و پنجه نرم خواهند کرد هم چیزی نیست که قابل محاسبه و اصولاً قابل جبران باشد.
بحث بر سر این نیست که زوجین باید به صورت مداوم و با رفتاری وسواسگون به مشاور مراجعه کنند، اما این اصل باید توسط زوجین پذیرفته شده باشد که در صورت وجود مشکل، رجوع به مشاور هیچ اشکالی ندارد و نباید از قضاوت اطرافیان و جامعه ابایی داشته باشند.
جمع بندی
برخی از رفتارهای آزادهندهای که افراد از خود بروز میدهند، بر اساس یک نیاز واقعی و مهم شکل گرفته است. بدبینی به همسر از این جنس است. رفتاری که در اصل بر اساس علاقه به فرد مقابل شکل گرفته است اما در عمل با یک روش غلط که عبارت است از افراط و زیاده روی همراه شده و به چیزی تبدیل شده است. این جواب غلط به یک سوال درست، باعث میشود عملی که در واقع قصد ایجاد یک تغییر مثبت را داشته به ضد خود تبدیل شود و تاثیری مخرب بر جای بگذارد. برای مقابله با این اشتباه باید پیش از آنکه سطح تنشها در روبط به حدی غیر قابل بازگشت خود برسد، فکر و اقدام کرد. در مورد دلشوره بیشتر بدانید. پیشنهاد می شود مظلب” چرا آقایان خیانت میکنند ” را بخوانید.
بیماری های روانی شایع در ایران یکی از چالش های جدی بهداشتی به شمار میروند…
خیانت در روابط عاطفی یکی از موضوعات پیچیده و حساس است که میتواند تأثیرات عمیقی…
ترک اعتیاد یک گام بزرگ در مسیر بهبودی است، اما این فرایند اغلب با چالشهای…
انتخاب یک فوقتخصص زوجدرمانی حرفهای و باتجربه، میتواند نقش کلیدی در بهبود روابط عاطفی و…
ترک اعتیاد یک دستاورد بزرگ است، اما اغلب با چالشهای روانی مانند افسردگی همراه است.…
اعتماد به نفس یکی از ارکان اساسی موفقیت و رضایت فردی است که تأثیر زیادی…