مقدمه
نیاز به مشاوره، مانند نیاز به هر تخصص دیگری که به صورت طبیعی افراد فرصت کسب و تحصیل آن را ندارند، امری واجب و اجتنابناپذیر است. تفاوتی که در این مورد با نمونههایی مانند مراجعه به پزشک و متخصصین امور فنی وجود دارد، احساس نیاز افراد نسبت به مسئله است. بسیاری به توجه به دانستههای جزئی و پراکندهای که در این زمینه دارند، خود را از مراجعه به مشاور و استفاده از دانش و تجربهی او بینیاز میبینند. از طرف دیگر برخی افراد هم اصولاً مراجعه به مشاور را امری ناپسند و باعث نگاه منفی جامعه به خود تلقی میکنند.
اینکه این موضوع تا چه حد واقعیت دارد و در صورت صحت داشتن آیا واکنشها اجتماعی باید مبنای رفتارهای ما باشند یا خیر بحثی است که فعلاً قصد پراختن به آن را نداریم. در اینجا درباره ضرورت مشاوره زناشویی به عنوان شاخهای که زوجهای جوان به آن احتیاج دارند صحبت میکنیم. ناگفته نماند مشاوره هیچگاه محدود به محیط خانواده و روابط زوجین و نخواهد بود، بلکه در بخشهای زیادی از زندگی افراد میتواند کمک غیر قابل باوری به افزایش کیفیت زندگی آنها کند، اما این موضوع هم قابل کتمان نیست که یکی از زمینههای مهم برای مراجعه به مشاور در ارتباط به زندگی مشترک و خصوصاً مشاوره اخلاقی زناشویی تعریف شده و صورت میپذیرد.
همانطور که بیان شد، مشاوره محدود به حوزههای شناخته شده و خاصی که عموم مردم دربارهی آنها تصوری خاص دارند نیست و تقریباً در تمام بخشهای زندگی انسان میتواند به او کمک کند. فلسفه مشاوره به صورت خلاصه استفاده در دانش و تجربههای آزموده شده برای افزایش کیفیت زندگی افراد در زمینههای گوناگون است، به صورتی که فرد برای پیدا کردن بهترین راه یا دستکم یکی از بهترین راههایی که او به سمت هدفش، نیازی به تجربه و به اصطلاح آزمون و خطا نداشته باشد. شاید بتوان اتفاقی که در طول یک مشاوره خوب و صحیح برای افراد رخ میدهد را به این شکل بیان کرد: «ذخیره وقت، انرژی و زمان»
یکی از زمینههایی که بسیاری از افراد برای کسب آگاهی در آن نیاز شدیدی به مشاوره دارند و ضعف دانش و مهارت در این حوزه در موارد بیشماری، بسیار کشنده است، مبحث ازدواج و زندگی مشترک است. جامعه ما دچار عادات فرهنگی ناپسندی است که هر یک از این موارد به تنهایی میتواند برای سوق دادن جامعه به سمت یک بحران اجتماعی کافی باشد. از یک طرف سطح مطالعه و میزان دغدغهی افراد برای کسب دانش بسیار پایینتر از میزانی است که برای یک جامعه مورد نیاز است. از طرف دیگر انتقال تجربه درباره مسائل زناشویی در جامعه ما به دلیل مسائلی مانند شرم و خجالت، بسیار ضعیف صورت میگیرد. در مواردی که این اتفاق رخ میدهد هم، آگاهی نه توسط یک فرد آگاه مثل افراد با تجربه، بلکه توسط افراد هم سن و سال و کسانی که خودشان هم تجربه خاصی و معتبری در این زمینهها نداشتهاند صورت میگیرد.
مشکل سوم چنانکه پیشتر به آن اشاره شد، احساس استغنا و بینیازی نسبت به مشاور است و دریافت خدمات تخصصی مشاوره است که باعث تثبیت ناآگاهی در وجود افراد است. نتیجه چیست؟ اینکه زوجهای جوان زیادی با در حال رفت و آمد در دادگاههای خانواده و سر و کله زدن با مسائل زیادی هستند که با وجود یک آگاهی حداقلی، میتوانست به راحتی از بروز آنها جلوگیری کنند. یکی از عوامل آمار بالای طلاق و جدایی در جامعه امروز ما، همین کمبود آگاهی و تجربه در زوجهای جوان و حتی میانسال است.
با وجود مشکلات اجتماعی بزرگی مثل مباحث اقتصادی، اعتیاد، بیکاری و مشکل مسکن، شاید باور این موضوع سخت باشد که مسائل مانند مشکلات جنسی در روابط زناشویی و مشکلات اخلاقی، بالاتر از برخی موارد بیان شده، نقش بسیار پررنگی در آمار طلاق داشته باشند. باید دقت داشت که در اینجا قصد مطرح کردن مسائل مربوط به مشکلات و اختلافات جنسی در حوزه خانواده را نداریم و فقط قصد داریم به مسائل اخلاقی حوزه خانواده به عنوان یک عامل مستقل نگاه کنیم و آن را مورد بررسی قرار دهیم. اما منظور از مسائل اخلاقی حوزه خانواده و مشاوره اخلاقی زناشویی چیست؟
بگذارید بحث را با یک مثال پیش ببریم. زوج جوانی را در نظر بگیرید که به تازگی ازدواج کرده و تشکیل زندگی مشترک داده اند. زن در محیطی رشد کرده که کمک شوهر به همسر یک امتیاز به حساب میآید. همچنین ابراز علاقه دائمی نسبت به همسر یک مسئله تعریف شده، عادی و روزمره است و جز نیازهای همیشگی او به حساب میآید. از طرفی مرد در یک محیط سرشار از تعارف، حاکمیت سختگیرانهی آداب و رسوم و البته جوی سنتی بزرگ شده است. در این محیط مادر (یا زن) خانواده، کارهای داخل خانه را به تنهایی انجام داده و هیچگاه به خود اجازهی نمیدهد از همسرش که از صبح اول وقت به دنبال کسب نیازهای خارج از خانه بوده و با تاریکی هوا به خانه بازمیگردد، کمک بگیرد و بالاتر از آن حتی اجازهی شکلگیری چنین نیازی را هم به خود نمیدهد.
در این محیط سنتی زن و مرد با رعایت ادب تا حدود افراط با یکدیگر برخورد میکنند و هیچگاه ابراز علاقهی مستقیم را در دستور کار خود قرار نمیدهند. این تفاوت فرهنیگ و تفاوت انتظارات در زن و شوهری که به تازگی زندگی مشترک خود را آغاز کردهاند، با درصد بالایی از احتمال موجب بروز مشکلاتی جدی در روابط آنها خواهد شد. این مثال یکی نمونهی ساده و کاملاً معمول از مشکلات حوزهی اخلاقی افراد در محیط خانواده است که بروز و ظهور پیدا میکند.
حال از قالب مثال خارج شویم و برخی از بخشهای زندگی مشترک که مربوط به حوزهی اخلاق زناشویی میشود را بیشتر بشناسیم.
از شما دعوت می کنیم برای اطلاع از دلایل مختلف ئابستگی در زندگی زناشویی به مقاله وابستگی عاطفی به زن متاهل توجه کنید .
نگاه جوامع و اقشار مختلف به محیط خانواده بسیار گوناگون است و با این نگاه نقشی که هر یک از اعضای در انجام امور مربوط به خانواده به عهده میگیرد، تفاوتهایی چشمگیر دارند. به صورت مختصر و فقط برای آگاهی بیشتر، اشاره به این نکته کافی است که بازهی مدیریت و هدایت خانواده و سطح اختیارات زن و مرد در این محیط به قدری گوناگون است که از مردسالاری در برخی جوامع تا به زنسالاری در جوامع دیگر، همه و همه موارد موجودی است که فقط در این زمینه قابل مشاهده و بررسی است.
از خانوادههایی که در آنها محیط خانواده به عنوان یک محیط تعاملی برای رشد اعضا و در گام اول زن و مرد تعریف میشود تا خانوادههایی که ازدواج را فقط به چشک نوعی رابطه بر مبنای لذت و برآورده کردن نیازهای شخصی با نگاه حداکثری به «خود» افراد میبینند، همین امروز در جامعه وجود دارند و هر یک با توجه به نوع فرهنگی که تجربه کرده و در آن رشد کردهاند، روش زندگی و نوع نگاه خود را کاملاً صحیح میدانند. خانوادههای نوع اول عموماً با تاکید بر «وظایف» هر یک از زوجین، فرزندان خود را تربیت کرده و به خانه بخت میفرستند و خانوادههای گروه دوم، توجه به «حقوق» هر یک از زوجین را اصل اساسی تشکیل یک زندگی مشترک میدانند.
یکی از مواردی که حتماً باید پیش از شروع زندگی مشترک توسط مشاور مورد بررسی قرار بگیرد، توان افراد در مواجهه با تنشها و آموزشها و مهارتهایی است که برای مدیریت چنین شرایطی کسب کردهاند. طبیعی است که با بروز تنش بین زوجین، اگر هیچ یک از آنها توان کنترل خود و آرام کردن اوضاع را نداشته باشد، سحط تنش به صورت مستمر بالا خواهد رفت و فرصت برای بروز رفتارهای معقولانه و منطقی از دست خواهد رفت.
مسلماً زندگی اجتماعی افراد منحصر به محیط خانواده نمیشود و بخشهای دیگری مانند کسب و کار، روابط دوستی، فعالیتهای غیرانتفاعی و موارد دیگری از این دست هم در زندگی افراد، با سطح و ضریبها گوناگون وجود دارد. اینکه هر فرد چه نگاهی به هر یک از این بخشهای زندگی اجتماعی داشته و اولویتهای او در زندگی به چه ترتیبی شکل گرفته است، جدا از صحیح و غلط بودن، مسئلهای است که باید در مشاوره اخلاقی زناشویی مورد بررسی قرار بگیرد و پیش از ایجاد هیچگونه اختلافی، توسط زوجین درک شود.
در رابطه با مشاوره زوج درمانی و تاثیرات آن در وبسایت rula.com آمده است که :
Thanks to the way couples therapy has been portrayed in the media, many people mistakenly think that its goal is always to preserve the relationship or “save the marriage.” Although it’s often seen as a last resort, couples therapy does not have to be the last attempt to save a relationship. Partners don’t need to be in crisis to start couples therapy.
جمعبندی
زندگی مشترک به عنوان یکی از مهمترین بخشهای حیات اجتماعی افراد، از زیر و بمهای فراوانی برخوردار است. آگاهی از همهی این موارد مسلماً مفید است اما مثل هر تخصص برای همهی افراد جامعه امکانپذیر نیست. در چنین مواردی مراجعه به مشاور و بخصوص استفاده از مشاوره اخلاقی زناشویی میتواند نقشی حیاتی در بهبود سطح کیفی زندگی افراد ایفا کند.
بیماری های روانی شایع در ایران یکی از چالش های جدی بهداشتی به شمار میروند…
خیانت در روابط عاطفی یکی از موضوعات پیچیده و حساس است که میتواند تأثیرات عمیقی…
ترک اعتیاد یک گام بزرگ در مسیر بهبودی است، اما این فرایند اغلب با چالشهای…
انتخاب یک فوقتخصص زوجدرمانی حرفهای و باتجربه، میتواند نقش کلیدی در بهبود روابط عاطفی و…
ترک اعتیاد یک دستاورد بزرگ است، اما اغلب با چالشهای روانی مانند افسردگی همراه است.…
اعتماد به نفس یکی از ارکان اساسی موفقیت و رضایت فردی است که تأثیر زیادی…