طرحواره بیاعتمادی و بدرفتاری چیست؟ عوامل موثر در شکل گیری آن



طرحواره بیاعتمادی و بدرفتاری یکی از طرحوارههای ناسازگار اولیه است که در نظریه طرحوارهدرمانی جفری یانگ مطرح شده است. این طرحواره بیانگر باور فرد بر غیرقابل اعتماد بودن دیگران است و فرد همواره إحساس میکند دیگران میخواهند به او آسیب برسانند، فریبش دهند یا او را مورد سواستفاده قرار دهند.
در این مقاله سعی داریم به بررسی طرحواره بیاعتمادی و بدرفتاری بپردازیم؛با ما همراه باشید.
ویژگیهای طرحواره بیاعتمادی و بدرفتاری
- انتظار بدرفتاری:فرد همواره منتظر است که دیگران به او صدمه بزنند، او را فریب دهند یا از او سوء استفاده کنند.
- حساسیت به سوءاستفاده:افراد دارای این طرحواره معمولاً نسبت به رفتار دیگران حساس هستند و حتی رفتارهای بیضرر را به عنوان تهدید یا سوءاستفاده تعبیر میکنند.
- بیاعتمادی عمیق:فرد ممکن است بهطور کلی به دیگران اعتماد نکند و حتی نزدیکترین افراد به او را مظنون به نیتهای منفی بداند.
- تجربههای آسیبزا در گذشته:اغلب این طرحواره ریشه در تجربیات گذشته، بهویژه در دوران کودکی، دارد. مثلاً فرد ممکن است در خانوادهای بزرگ شده باشد که اعضای آن سوء استفاده یا خشونت را تجربه کردهاند.
- رفتارهای مقابلهای ناسازگار:این افراد ممکن است در تعاملات اجتماعی خود بسیار محتاط، بدگمان و حتی پرخاشگر شوند تا خود را در برابر آسیب محافظت کنند.
- طرحواره بدرفتاری معمولاً در نتیجه تجربیات منفی و آسیبزا در دوران کودکی و نوجوانی شکل میگیرد. این تجربیات باعث میشوند فرد باور کند که دیگران نیتهای بدی نسبت به او دارند و احتمال سوءاستفاده، خیانت یا آسیب دیدن از سوی دیگران زیاد است.


عوامل موثر در شکل گیری طرحواره بیاعتمادی و بدرفتاری
۱.تجربه بدرفتاری یا سوءاستفاده در کودکی
یکی از مهمترین علل شکلگیری طرحواره بدرفتاری، تجربه مستقیم بدرفتاری یا سوءاستفاده جسمی، جنسی یا عاطفی در کودکی است. وقتی کودکان در خانواده یا محیطی بزرگ میشوند که در آن از لحاظ جسمی، عاطفی یا حتی کلامی مورد آزار قرار میگیرند، احساس امنیت و اعتماد به دیگران به شدت آسیب میبیند. این کودکان یاد میگیرند که دنیا جای ناامنی است و افراد اطرافشان ممکن است به آنها آسیب بزنند.
۲.خیانت یا بیوفایی
تجربه خیانت از سوی افرادی که کودک به آنها اعتماد داشته است (مثل والدین یا نزدیکان) میتواند باعث شکلگیری این طرحواره شود. برای مثال، خیانت والدین به یکدیگر یا بیوفایی در روابط خانوادگی، حتی اگر مستقیماً به کودک آسیب نزند، میتواند اعتماد او به دیگران را خدشهدار کند.
۳.بیتوجهی عاطفی یا نادیده گرفته شدن
اگر کودکان به طور مداوم نادیده گرفته شوند یا نیازهای عاطفی آنها توسط والدین یا سرپرستان برآورده نشود، ممکن است این باور در آنها شکل بگیرد که دیگران قابل اعتماد نیستند و آنها باید به تنهایی از خود محافظت کنند.
۴.تجربه محیطهای خشونتآمیز یا ناسالم
رشد در محیطهای خانوادگی یا اجتماعی که در آنها خشونت، دروغ، سوءاستفاده یا بیعدالتی رایج است، میتواند باعث شکلگیری طرحواره بدرفتاری شود. کودکان در این محیطها یاد میگیرند که باید همیشه مراقب باشند، چون ممکن است دیگران به آنها آسیب برسانند.
۵.والدین کنترلگر یا سرزنشگر
والدینی که به طور مداوم کودک را سرزنش میکنند، او را مقصر مشکلات میدانند یا رفتارهایی کنترلی و سلطهگرانه دارند، ممکن است باعث شوند که کودک نسبت به دیگران بیاعتماد شود و انتظار سوءاستفاده یا بدرفتاری را از سوی دیگران داشته باشد.
۶.الگوهای ناسالم خانوادگی
الگوهای رفتاری که در خانوادهها به طور مداوم تکرار میشوند، میتوانند نقش مهمی در شکلگیری طرحوارهها ایفا کنند. اگر کودک شاهد باشد که دیگر اعضای خانواده به طور مداوم در روابط خود قربانی خیانت یا سوءاستفاده میشوند، این تجربیات میتواند به تدریج در ذهن او به عنوان الگوی رفتاری و انتظاری نسبت به دیگران نهادینه شود.
۷.روابط ناسالم:افراد دارای این طرحواره ممکن است در روابط عاطفی و دوستانه خود مشکل داشته باشند، چرا که نمیتوانند به دیگران اعتماد کنند و معمولاً دیگران را مظنون به نیتهای منفی میدانند.
۸.تنهایی و انزوا:بیاعتمادی شدید ممکن است باعث شود فرد از ارتباط با دیگران اجتناب کند، و به تنهایی و انزوای اجتماعی دچار شود.
طرحواره بدرفتاری نتیجه یک ترکیب پیچیده از تجربیات منفی در دوران رشد است که به اعتماد کودک به دیگران آسیب میزند. این طرحواره باعث میشود فرد در بزرگسالی نیز به دیگران اعتماد نداشته باشد و همیشه نگران آسیب دیدن یا سوءاستفاده باشد. درمان این طرحواره نیازمند کار بر روی تجربیات گذشته، بازسازی باورها و الگوهای فکری و بهبود اعتماد به دیگران است.


چند رویکرد برای درمان طرحواره بیاعتمادی و بدرفتاری
رویکرد شناخت درمانی
در این روش، افکار و باورهای ناسازگار شناسایی و به چالش کشیده میشوند. درمانگر به فرد کمک میکند تا باورهای غلط و تحریفشده خود درباره دیگران را بشناسد و سعی کند این افکار را با دیدگاههای منطقی و مثبت جایگزین کند.
مراحل اصلی رویکرد شناختدرمانی برای طرحواره بیاعتمادی و بدرفتاری:
- شناسایی طرحواره: در این مرحله، درمانگر به فرد کمک میکند تا تشخیص دهد که طرحواره بیاعتمادی و بدرفتاری در او وجود دارد. این شامل بررسی الگوهای فکری و تجربیاتی است که باعث ایجاد این طرحواره شدهاند. افراد اغلب با تجارب کودکی که شامل سوء استفاده فیزیکی، عاطفی یا روانی بوده است، به این طرحواره میرسند.
- شناخت و بررسی افکار ناکارآمد: در این مرحله، فرد یاد میگیرد افکاری که ناشی از طرحواره بیاعتمادی است، شناسایی کند. این افکار اغلب شامل نگرانیهای مداوم از خیانت، فریب یا بیوفایی دیگران است. درمانگر به فرد کمک میکند تا بررسی کند که آیا این افکار با واقعیت همخوانی دارند یا نه.
- بازسازی شناختی: این مرحله شامل تغییر و بازسازی افکار و باورهای منفی است. فرد یاد میگیرد که تفکرات خود را به چالش بکشد و آنها را با افکار منطقیتر و واقعبینانهتر جایگزین کند. مثلاً بهجای فرض اینکه «همه میخواهند به من آسیب برسانند»، ممکن است به این نتیجه برسد که «برخی افراد ممکن است نیت بدی داشته باشند، اما بسیاری از افراد نیز نیت خوب دارند.»
- کار بر روی تجارب احساسی گذشته: طرحواره بیاعتمادی و بدرفتاری اغلب از تجربیات منفی دوران کودکی نشأت میگیرد. در این مرحله، درمانگر با فرد کار میکند تا این تجربیات را بررسی کرده و احساسات سرکوب شده یا واکنشهای احساسی شدیدی که به آنها مرتبط است را پردازش کند. این کار به کاهش تأثیر این تجربیات بر زندگی فعلی فرد کمک میکند.
- تمرینات رفتاری: در این مرحله، فرد تشویق میشود تا رفتارهای جدیدی را که با باورهای بازسازیشده هماهنگ است، تمرین کند. به عنوان مثال، ممکن است فرد با تمریناتی نظیر اعتماد کردن به دیگران بهطور تدریجی و در موقعیتهای امن، سعی کند الگوهای قدیمی بیاعتمادی خود را تغییر دهد.
- تقویت روابط سالم: درمانگر کمک میکند تا فرد بتواند مهارتهای لازم برای برقراری روابط سالم و بدون سوءظن مداوم را توسعه دهد. این شامل برقراری مرزهای مناسب و مدیریت تعارضات بین فردی به شیوههای سالم است.


رویکرد بازسازی تجربی
در این تکنیک، فرد با استفاده از تصاویر ذهنی به گذشتههای تلخ و تجربیات منفی بازمیگردد و در آنجا شرایط را بازسازی میکند. هدف این است که فرد بتواند به صورت سالمتری با خاطرات و احساسات مرتبط با آنها کنار بیاید. در این رویکرد، تمرکز بر تجربههای عاطفی و هیجانی گذشته است، بهویژه تجربههایی که در کودکی رخ دادهاند و به شکلگیری این طرحوارهها منجر شدهاند.
نحوه کار بازسازی تجربه در طرحواره بیاعتمادی و بدرفتاری:
- ایجاد ارتباط با خاطرات آسیبزا:
درمانگر با فرد کار میکند تا بهطور فعالانه با خاطرات آسیبزایی که موجب شکلگیری طرحواره بیاعتمادی و بدرفتاری شدهاند، ارتباط برقرار کند. این خاطرات معمولاً شامل تجربههایی مانند خیانت، سوءاستفاده، خشونت، یا نادیده گرفته شدن از سوی افراد مهم (والدین، مراقبان یا دیگران) در دوران کودکی است. هدف، ایجاد فضای امن برای بازنگری این خاطرات است.
- تصویرسازی ذهنی:
یکی از تکنیکهای کلیدی در بازسازی تجربه، استفاده از تصویرسازی ذهنی است. در این روش، فرد از طریق راهنمایی درمانگر، به گذشته بازمیگردد و یک موقعیت یا خاطره آسیبزا را در ذهن خود به تصویر میکشد. فرد این تجربه را در ذهن خود مرور میکند، اما درمانگر او را تشویق میکند که این بار، از طریق یک «بازآفرینی» مثبت، نتیجه متفاوتی برای آن تجربه رقم بزند. به عنوان مثال، فرد میتواند تصور کند که یک فرد حمایتی (مثلاً خودِ بزرگسالش یا درمانگر) به صحنه وارد میشود و از او در برابر بدرفتاری یا بیعدالتی محافظت میکند.
تغییر احساسات مرتبط با خاطره
با بازسازی خاطره به شکل جدید، فرد یاد میگیرد احساسات و باورهای منفی گذشته را با واکنشها و احساسات سالمتری جایگزین کند. این کار به فرد کمک میکند تا دیگر نیازی به حفظ الگوهای دفاعی (مثل بیاعتمادی دائمی) نداشته باشد. این تغییر در احساسات، به کاهش قدرت هیجانی طرحواره کمک میکند.
- پردازش هیجانی
در این مرحله، درمانگر کمک میکند فرد احساساتی را که در اثر بازنگری این خاطرات برانگیخته میشوند، بهطور کامل تجربه و پردازش کند. این پردازش هیجانی به فرد کمک میکند تا درد، خشم یا ترس ناشی از گذشته را بهتر درک کرده و راهکارهای جدیدی برای مدیریت این احساسات پیدا کند.
- تکرار و تقویت تجربههای مثبت
درمانگر به فرد کمک میکند تا تصویرسازیها و تجربههای بازسازیشده مثبت را بارها تکرار کند تا بتواند آنها را درونی کرده و بهعنوان بخشی از تجربیات هیجانی جدید خود بپذیرد. این تکرار باعث میشود که تجربههای جدید در برابر طرحواره قدیمی قرار گیرند و بهتدریج طرحواره بیاعتمادی و بدرفتاری تضعیف شود.
- پذیرش خود و احساس حمایت
یکی از پیامدهای مهم این روش، ایجاد حس حمایت و پذیرش است. وقتی فرد در تصویرسازیهای ذهنی خود به شکل مؤثری مورد حمایت قرار میگیرد، به تدریج میآموزد که نیازی به دفاع شدید در برابر دیگران ندارد و میتواند به دیگران اعتماد کند. این تجربه به او کمک میکند تا رابطهای سالمتر با خودش و دیگران برقرار کند.
در رابطه با تاثیر احساسات بر تمرکز در وبسایت pmc.ncbi.nlm.nih.gov آمده است که :
The impact of emotion on learning processes is the focus of many current studies. Although it is well established that emotions influence memory retention and recall, in terms of learning, the question of emotional impacts remains questionable. Some studies report that positive emotions facilitate learning and contribute to academic achievement, being mediated by the levels of self-motivation and satisfaction with learning materials.
رویکرد درمان مبتنی بر روابط بینفردی
این روش بر بهبود روابط فرد با دیگران تمرکز دارد. فرد با یادگیری مهارتهای ارتباطی، بهبود اعتماد به دیگران و تنظیم احساسات خود، میتواند در روابط شخصی و اجتماعیاش پیشرفت کند. در این روش، تمرکز اصلی بر روابط بینفردی و نحوه تعامل فرد با دیگران است. در مورد طرحواره “بیاعتمادی و بدرفتاری”، رویکرد درمان مبتنی بر روابط بینفردی به شکل زیر عمل میکند
تغییر الگوهای روابط بینفردی: در این رویکرد، درمانگر به فرد کمک میکند تا الگوهای ناکارآمد در روابطش را شناسایی کند. فرد مبتلا به طرحواره بیاعتمادی ممکن است بهطور مداوم انتظار خیانت یا سوء استفاده از دیگران را داشته باشد و این نگرشها بر نحوه تعاملاتش تأثیر بگذارد. درمانگر به فرد کمک میکند تا این الگوهای ذهنی و رفتاری را شناسایی کند و بفهمد که چگونه این نگرشها باعث کاهش کیفیت روابط او میشوند.
بازسازی روابط سالم: هدف رویکرد روابط بینفردی این است که فرد بتواند روابط سالم و مثبتتری را ایجاد کند. در این مسیر، درمانگر کمک میکند تا فرد الگوهای اعتماد به دیگران را به تدریج و در قالب روابط جدید و سالمتر یاد بگیرد. این فرایند میتواند به مرور زمان باعث کاهش شدت طرحواره بیاعتمادی و جایگزینی آن با الگوهای مثبتتر شود.
- پرداختن به تعارضات بینفردی: رویکرد روابط بینفردی معمولاً بر تعارضات بینفردی تأکید دارد. افراد مبتلا به طرحواره بیاعتمادی معمولاً به دلیل ترس از خیانت یا سوء استفاده درگیریهای زیادی با اطرافیان خود دارند. درمانگر در این روش به فرد کمک میکند تا با تعارضات بینفردی به صورت سازندهتری برخورد کند و از نگرشهای افراطی مانند پیشبینی خیانت جلوگیری کند.
- تقویت مهارتهای ارتباطی: در رویکرد روابط بینفردی ، بهبود مهارتهای ارتباطی فرد نیز مورد توجه قرار میگیرد. فرد مبتلا به طرحواره بدبینی ممکن است به دلیل ترسهایش نتواند به درستی نیازها و نگرانیهایش را با دیگران در میان بگذارد. درمانگر با آموزش مهارتهای ارتباطی به فرد کمک میکند تا با اعتماد به نفس بیشتری با دیگران ارتباط برقرار کند.
- روانکاوی تجربیات گذشته: رویکرد درمان مبتنی بر روابط بین فردی به تأثیر تجربیات گذشته، بهویژه روابط اولیه در دوران کودکی، بر وضعیت فعلی فرد توجه میکند. در مورد طرحواره نقص و شرم ، درمانگر ممکن است به بررسی روابط آسیبزا در گذشته، مانند سوءاستفادههای جسمی یا روانی، بپردازد و به فرد کمک کند که این تجربیات را از طریق بازنگری و درک بهتری پردازش کند.


رویکرد درمان مبتنی بررفتاردرمانی
در این روش، فرد از طریق تکنیکهای رفتاری مثل مواجهه و تمرینات اعتمادسازی، سعی میکند به مرور زمان الگوهای رفتاری ناسازگار خود را تغییر دهد و به افراد بیشتری اعتماد کند.
این روشها، به همراه صبر و تلاش مداوم فرد، میتوانند به کاهش اثرات منفی طرحواره بیاعتمادی و بدرفتاری کمک کنند.
رویکرد رفتاردرمانی برای طرحواره بیاعتمادی و بدرفتاری عمدتاً بر تغییر رفتارها و واکنشهای ناسازگارانه فرد در موقعیتهای روزمره تمرکز دارد. در رفتاردرمانی، فرض بر این است که افکار، احساسات و رفتارها به هم مرتبط هستند، و تغییر رفتارهای ناسازگار میتواند به بهبود طرحوارهها و الگوهای فکری منفی کمک کند. در ادامه به بررسی چگونگی عملکرد رویکرد رفتاردرمانی برای طرحواره بیاعتمادی و بدرفتاری میپردازیم:
افرادی که طرحواره بیاعتمادی و بدرفتاری دارند، معمولاً بهطور ناخودآگاه رفتارهایی نشان میدهند که باعث تقویت بیاعتمادی و احساس تهدید میشود. این افراد ممکن است:
- به طور افراطی از دیگران فاصله بگیرند یا در موقعیتهای اجتماعی حضور نداشته باشند.
- در روابط خود رفتارهای دفاعی یا تهاجمی نشان دهند.
- مدام در جستجوی نشانههای خیانت یا سوءاستفاده از سوی دیگران باشند.
- در رفتاردرمانی، درمانگر به فرد کمک میکند تا این رفتارهای ناسازگار را شناسایی کند و آنها را بهعنوان واکنشهای خودکار به طرحواره بیاعتمادی بشناسد.
پس از شناسایی این رفتارها، هدف رفتاردرمانی ایجاد تغییر در آنها است. درمانگر ممکن است از تکنیکهایی مانند مواجهه و تمرین رفتاری استفاده کند تا فرد بتواند رفتارهای سالمتر و مؤثرتر را جایگزین رفتارهای ناکارآمد کند.
- مواجهه با موقعیتهای اجتماعی: فرد به تدریج به موقعیتهایی که به دلیل بیاعتمادی از آنها اجتناب میکرد، مواجه میشود و یاد میگیرد که این موقعیتها لزوماً به خیانت یا سوء استفاده منجر نمیشوند. این مواجهه تدریجی به کاهش اضطراب و افزایش تحمل فرد نسبت به روابط بینفردی کمک میکند.
- تمرین رفتارهای اعتمادساز: درمانگر به فرد کمک میکند تا در روابط خود به جای رفتارهای تدافعی یا تهاجمی، رفتارهای اعتمادساز را تمرین کند. مثلاً به جای شک کردن مداوم، فرد یاد میگیرد که به طور منطقی و در چارچوب روابط سالم با دیگران ارتباط برقرار کند.
گرچه رفتاردرمانی عمدتاً بر رفتار متمرکز است، اما میتوان از تکنیکهای شناختی نیز استفاده کرد. این شامل تغییر افکار و باورهای ناسالم مرتبط با طرحواره بیاعتمادی است. فرد ممکن است باور داشته باشد که “همه به من خیانت میکنند” یا “هیچکس قابل اعتماد نیست”. درمانگر به فرد کمک میکند تا این افکار افراطی را شناسایی کند و با شواهد واقعی و منطقی جایگزین کند.
یکی از تکنیکهای اصلی در رفتاردرمانی، تقویت رفتارهای مثبت و سالم است. این شامل پاداشدهی به رفتارهای سالم و کاهش پاداش برای رفتارهای ناسازگارانه است. بهعنوان مثال، فرد ممکن است بهخاطر تلاش برای اعتماد به دیگران یا بیان احساسات بهطور سالم پاداش بگیرد، و از طریق تجربه موفقیتهای کوچکتر، اعتماد به خود و دیگران را افزایش دهد.
افراد با طرحواره بیاعتمادی ممکن است مشکلاتی در نحوه ارتباط با دیگران داشته باشند، مانند ابراز احساسات یا تنظیم مرزها در روابط. در رفتاردرمانی، مهارتهای ارتباطی به فرد آموزش داده میشود، از جمله:
- ابراز وجود: فرد یاد میگیرد که بهطور مستقیم و محترمانه نیازها و احساسات خود را ابراز کند، بدون اینکه به دیگران تهاجم کند یا از آنها دوری کند.
- حل مسئله: فرد مهارتهایی برای مدیریت تعارضها و حل مشکلات بینفردی یاد میگیرد، بهجای اینکه سریعاً به سوءظن یا کنارهگیری از دیگران پناه ببرد.
در رفتاردرمانی، به فرد مهارتهایی آموزش داده میشود تا با استرس و احساسات منفی ناشی از طرحواره بیاعتمادی به روشهای سالم و کارآمد مقابله کند. این شامل تکنیکهای مدیریت استرس، مثل تمرینهای تنفسی، مدیتیشن، و ذهنآگاهی است که به فرد کمک میکند تا به جای واکنشهای ناسالم، پاسخهای سازگارانهتری به موقعیتهای استرسزا نشان دهد.
جمع بندی
این طرحواره مانعی بزرگ برای ایجاد اعتماد و ارتباطات سالم است و اغلب به انزوا و احساس ناامنی منجر میشود. افراد مبتلا معمولاً به دلیل ترس از آسیب دیدن، واکنشهای دفاعی و غیرمنعطف نشان میدهند. درمان از طریق طرحوارهدرمانی میتواند به اصلاح این باورها و تقویت اعتماد به دیگران کمک کند. در نهایت، این فرایند به بهبود روابط فردی و کاهش احساس بیاعتمادی مزمن منجر میشود. طرحوارهدرمانی یکی از موثرترین روشها برای درمان این طرحواره است. در این روش، درمانگر به فرد کمک میکند تا باورهای ناسازگار خود را شناسایی و اصلاح کند و بتواند در روابط خود به دیگران اعتماد کند.،درمان همچنین شامل تکنیکهایی مانند بازسازی شناختی، کار با تجربیات عاطفی، و آموزش مهارتهای ارتباطی است تا فرد یاد بگیرد که چگونه اعتماد سالمتری به دیگران برقرار کند و به دیگران با دیدی متعادلتر نگاه کند.
سوالات متداول
۱.طرحواره بیاعتمادی و بدرفتاری چیست؟
طرحواره بیاعتمادی و بدرفتاری یکی از الگوهای فکری ناسالم است که در آن فرد بهطور مداوم احساس میکند دیگران به او آسیب میرسانند، دروغ میگویند یا از او سوءاستفاده میکنند. افرادی که این طرحواره را دارند، معمولاً نسبت به نیتهای دیگران شکاک بوده و به سختی به کسی اعتماد میکنند.
۲.چه عواملی باعث شکلگیری طرحواره بیاعتمادی و بدرفتاری میشوند؟
این طرحواره اغلب بهدلیل تجربیات منفی دوران کودکی شکل میگیرد، مانند خیانت، بدرفتاری یا سوءاستفاده از طرف والدین یا افراد نزدیک. همچنین تجربههای مکرر آسیبرسان در روابط بزرگسالی نیز میتواند به تقویت این طرحواره کمک کند.
۳.چگونه میتوان طرحواره بیاعتمادی و بدرفتاری را درمان کرد؟
درمان این طرحواره معمولاً با استفاده از روشهای رواندرمانی مانند طرحوارهدرمانی، شناختدرمانی و رفتاردرمانی انجام میشود. در این فرآیند، فرد یاد میگیرد تا الگوهای فکری ناسالم خود را شناسایی و تغییر دهد و به مرور به افراد اعتماد بیشتری پیدا کند. مشاوره با رواندرمانگر متخصص میتواند در این مسیر بسیار مؤثر باشد.







