مقدمه
اختلالهای روحی ریشهها و شکلهای گوناگونی دارند که در شرایط مختلف به صورتها متفاوت بروز و ظهور پیدا میکنند. این اختلالات بسته به نوع و سطح اختلال میتوانند در زندگی افراد دچار اختلال و اطرافیان آنها تاثیرات سطحی، عمیق و حتی غیر تحمل و جبرانناپذیر ایجاد کرده و به جا بگذارند. برخی از این اختلالها به گونهای است که خود فرد را بیشتر از اطرافیانش دچار آسیب میکند. به عنوان مثال از افسردگی شدید میتوان به عنوان نمونهای در این زمینه یاد کرد که اگرچه اطرافیان فرد را هم دچار چالش میکند، اما کسی بیشترین آسیب را در این بین دیده و تقریباً در هر لحظه با این اختلال دست به گریبان است، خود فرد است.
در برخی موارد که اتفاقاً تعداد آنها کم هم نیست، اطرافیان فرد بیش از خود فرد از اختلالی که در وجود اوست رنج میبرند. در برخی موارد برخورد با اینگونه اختلالها به قدری ساده است که اثبات وجود اختلال در وجود فرد روبرو شدن او با این حقیقت که قسمتی از رفتارهای او باعث آزار اطرافیان است، به منزلهی بخش اصلی روند درمان و در مواردی نادر، کل روند درمان است.
یکی از این اختلالات روانی که برای اطرافیان فرد بیش از خود او آزاردهنده است، وجود خودشیفتگی یا به اطلاح نارسیسیم است. عوارض خودشیفتگی میتواند باعث بروز مشکلات جدی در زندگی اطرافیان فرد شود و از طرفی همانطور که مشخص است این عوارض بعد از مدتی به سمت خود فرد باز میگردد و به زندگی میزبان خود هم آسیبهایی جدی وارد خواهد کرد. در این مقاله درمان خودشیفتگی در طب سنتی، طب مدرن و روانشانسی را به شکل کلی مورد بررسی قرار میدهیم.
در نگاه اول برخورد با کلمهی خودشیفتگی انسان را به یاد واژهی معمول و پرکاربرد غرور میاندازد. البته نمیتوان بین این دو مورد تفکیکی عمیق و بنیادین قائل شد اما از نظر لغوی میتوان ادعا کرد خودشیفتگی اختلالی از جنس غرور است، اما نه به همان سادگی، بلکه به شکلی که مدتها درون فرد حضور داشته و با گذر زمان جای چای خود را سفت کرده است و در وجود او نهادینه شده است. خودشیفتگی غروری است که به صورت افراطی در روحیات فرد وجود دارد و باعث میشود فرد ضعف و ایردهای خود را ندیده و در مواقع و موارد مختلف به دنبال مقصری غیر از خود بگردد.
واژهی معادل خودشیفتگی، نارسیسیم است. طبق ادعای برخی منابع کهن این واژه برگرفته از یک اسطوره یونانی به نام نارسیس (نرگس) است که جوانی خوشاندام بود و همواره خود را در آب مشاهده میکرده است. نام گل نرگس به خاطر ساختار فیزیکی این گل و شبهات آن به انسانی که به خود چشم دوخته است هم برگرفته از همین موضوع است.
شاید به این فکر افتاده باشید که بالاخره درصدی از غرور در وجود همهی انسانها وجود دارد، اما آیا همهی آنها دچار اختلال شخصیت نمایشی هستند؟ از طرف دیگر در موارد بسیار زیادی، مشاوران و روانشناسان از عدم وجود یا کمبود اعتماد به نفس به عنوان یکی از ریشههای مهم استرس و البته عدم موفقیت در زندگی افراد یاد میکنند. حال در سمت مقابل خودشیفتگی هم به عنوان یک اختلال یاد میشود. آیا این یک تناقض نیست؟ و اینکه در نهایت باید در چه نقطهای ایستاد که از نظر علم روانشناسی حالتی معقول و مناسب روحی برای فرد اتفاق افتاده باشد.
اول از همه لازم است به این نکته اشاره کنیم که اساساً خودشیفتگی نقطهی مقابل عدم اعتماد به نفس نیست. به بیان دیگر نمیتوان خودشیفتگی و اعتماد به نفس را به منزلهی یک واقعیت یکسان با دو اسم گوناگون در نظر گرفت. برای بیان این تفاوت این مثال را در نظر بگیرید. فردی که اعتماد به نفس دارد در برخورد با مشکلات با توجه به آمادگی ذهنی و روانی خود، احساس میکند از پس مشکلاتش برمیآید و در نتیجه دچار یأس و ناامیدی نمیشود.
این فرد برای حل مشکل حرکت و تلاش کرده و در این راه و با بروز تصمیمات اشتباه خود و شکستهای احتمالی که دچار آنها میشود پا پس نمیکشد و در نهایت برای مشکلات راه حلی پیدا خواهد کرد.
اما در مقابل فردی خودشیفته در هنگام برخورد با مشکلات، اگرچه در مواردی برای حل مشکل اقدام و تلاش میکند اما در مواقع بسیاری هم پیش از برخورد با آنها دیگران را مقصر دانسته و در مقابل زحمت برخورد و مدیریت مشکلات، شانه خالی میکند. این فرد حتی در مسیر حل مشکل هم ممکن است دچار مشکلات جدی شود، زیرا پذیرش تصمیمات اشتباه خود و درس گرفتن از اشتباهات چیزی است ضعفی است که در او وجود دارد و کنار آمدن با آن برای افرادی که دچار خودشیفتگی شدید هستند، نزدیک به محال است.
با این مقدمه به استقبال برخی از ویژگیها و علائم خودشیفتگی در وجود افراد رفته و آنها را به شکلی دقیقتر مورد بررسی قرار میدهیم.
۱. حرف میزند اما گوش نمیدهد
اولین نشانهای که برای افراد دچار خودشیفتگی به بیان آن میپردازیم، نوع ارتباط کلامی آنها با اطرفایان است. برای هر یک از ما پیش میآید که در مواقعی میل به حرف زدن ما بیش از تمایل ما برای شنیدن سخنان طرف مقابل باشد. این تقریباً یک اپیدیمی روانی در بین بخش زیادی از مردم است که بیشتر علاقه به اظهار نظر دارند تا گوش دادن و یادگیری و تا همینجا هم یک اشتباه عمومی صورت گرفته اما آیا این اتفاق به معنی خودشیفتگی است؟ جواب این سوال منفی است. نمیتوان هر رفتار غلطی را با منفیترین دیدگاه به یک اختلال روحی نسبت داد.
این رفتار را وقتی میتوان به عنوان نشانهای برای خودشیفتگی در نظر گرفت که در قدم اول پرتکرار باشد و در قدم دوم به شکل شدید و افراطی صورت بگیرد. به بیان دیگر وقتی تمایل به گوش دادن به دیگران در فرد به قدری ضعیف باشد که توجه اطرافیان را جلب کرده و حتی برای آنها در مواقع زیادی آزاردهنده باشد، میتوان نشانهای از احساس دانای کل بودن در فرد باشد و آن را به عنوان یکی از علائم خودشیفتگی به حساب آورد.
۲. همیشه اشکال از دیگران است
روبرو شدن با مشکلات مختلف، سر و کله زدن با اشتباهاتی که در مواقعی تبعات سنگینی برای ما دارد و گرفتن تصمیمهای غلط، همگی بخشی از زندگی روزمره انسانها به شمار میروند. این اشتباهات قرار نیست در زندگی هیچکس به صفر برسد، اما با گذر زمان، کسب تجربه، دسترسی به اطلاعات و آگاهیهای بیشتر و درس گرفتن از اشتباهات قبلی، تعداد و عمق این اشتباهات کاهش پیدا کند.
به دلایل مختلف ممکن است فردی این ویژگیهای طبیعی زندگی انسانی را نپذیرفته یا برای کنار آمدن با آنها دچار مشکل شود. در این مواقع افراد واکنشهای مختلفی به بروز اشتباهات خود دارند. برخی از اساس آنها را زیر سوال برده و نادیده میگیرند، برخی سعی میکنند علیرغم درک اشتباه خود، به دیگران القا کنند که اشتباهی از جانب آنها صورت نگرفته، اما بعضی افراد هم هستند که به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه همواره سعی دارند تقصیر اشتباهات را به گردن دیگران انداخته و خود را با این روش تبرئه کنند.
این رفتار وقتی به صورت مکرر تکرار شده و حتی در مواقعی که شخص به وضوح کار خطایی انجام داده یا تصمیم اشتباهی گرفته است، رخ میدهد، نشاندهندهی وجود روحیهی خودشیفتگی در فرد است مانع پذیرفتن اشتباهات خود اوست.
۳. همه چیز دربارهی من است
بگذارید از یک تجربهی خندهدار صحبت کنیم. برای بسیاری از ما پیش آمده است که وقتی بحثی در حال انجام است احساس میکنیم موضوع بحث ما هستیم. حتی در مواقعی به بحث وارد شده و شروع به دفاع از خود یا بیان نکات دیگری میکنیم که نشان میدهد خودمان را موضوع بحث میدانیم. بر مواردی برداشت ما صحیح بوده و در حقیقت موضوع بحث خود ما هستیم، اما در برخی موارد بعد از واکنش نشان دادن به موضع بحث، ناگهان متوجه اشتباه خود میشویم و میفهمیم موضوع بحث فردی دیگر است.
حال شاید جالب باشد بدانید که برخی از افراد این حس را همیشه همراه خود دارند. به این صورت که آنقدر به خود توجه دارند و خود را مهم میپندارند که بدون توجه به حقایق بیرونی، همواره خود موضوع نگاهها، بحثها و توجه دیگران میدانند. جالبتر اینکه در مواردی حتی با وجود توضیح دیگران مبنی بر اینکه موضوع بحث و توجه آنها فرد دیگری بوده است، این افراد به قدری در افکار خود غرق شدهاند که در مقابل این توضیحات مقاومت کرده و نمیتوانند با واقعیت کنار بیایند. رفتار افراد خودشیفته در برخی موارد تا این حد غیر قابل باور و البته خندهدار است.
۴. ممکن است من اشتباه کرده باشم، اما مقصر آن دیگران هستند
گاهی فرد میپذیرد که اشتباهی از جانب او صورت گرفته اما تبعات آن را به گردن نمیگیرد. این افراد با اصرار و فرافکنی، سعی میکنند علت اصلی بروز اشتباه را به عاملی بیرون از خود ربط دهند. این عامل بیرون میتواند یک فرد، جامعه یا حتی پدیدهای طبیعی باشد. مهم نیست عامل بیرونی تا چه حد در بروز اشتباه مقصر بوده است، برای این افراد تنها مسئلهی حائز اهمیت مبرا کردن خود از گناه و خطا است.
حال که با برخی از اصلیترین نشانههای خودشیفتگی آشنا شدیم، میتوانیم این اختلال و رفتار آزاردهنده را در وجود خود و اطرافیان خویش تشخیص دهیم. حال وقتی پاسخ دادن به این سوال است که درمان این اختلال به چه صورت است. در اینجا سعی میکنیم به روش کلی درمان این اختلال با نگاهی به درمان خودشیفتگی در طب سنتی، نوین، روانشناسی و … اشاره کنیم.
حقیقت این است که وقتی برای درمان یک اختلال روحی و روانی، به سراغ مواردی مثل تغذیه میرویم نباید انتظار معجزه داشته باشیم. آیا دارویی هست که با خوردن آن به صورت برنامهریزی شده و دقیق بتوان خودشیفتگی را به صورات کامل و ریشهای حل کرد؟ جواب این سوال نه فقط برای درمان خودشیفتگی در طب سنتی، بلکه برای طب نوین هم منفی است. البته این به معنای بیتاثیر بودن مواد دارویی نیست. داروها میتوانند تاثیراتی مثبت داشته باشند، اما عملکرد اصلی و عمومی داروها در موارد اینچنینی، کاهش علائم و کنترل نشانههای بیرونی اختلال است، نه درمان ریشهای آنها.
در رابطه با درمان خوشیفتگی در وبسایت mayoclinic.org آمده است که :
You may feel defensive about treatment or think it’s unnecessary. The nature of narcissistic personality disorder also can leave you feeling that therapy is not worth your time and attention, and you may be tempted to quit.
برخلاف آنچه که در بحث درمان خودشیفتگی در طب سنتی و نوین بیان شد و راه حل قطعی و کامل برای درمان اینگونه اختلالها مطرح نشد، علم روانشناسی پیشنهادهایی خوب و ریشهای برای درمان خودشیفتگی دارد. بعد از شناسایی علائم و نشانههای وجود خودشیفتگی در وجود افراد، مهمترین عامل پذیرفتن وجود اختلال در وجود فرد، توسط خود او است.
این مرحلهی مهم به منزلهی اولین گام در مسیر درمان به شمار میرود. پس از این مرحلهی مهم، مسیر درمان با شناسایی عواملی که باعث بروز این اختلال شدهاند، توسط روانشناس و مشاور پیگیری شده و با مدیریت این عوامل ریشهای میتوان اختلال را به صورت کامل در وجود فرد از میان برداشت.
جمعبندی
خودشیفتگی یک اختلال آزاردهنده است که هم به رشد اجتماعی و روحی فرد آسیبهای جدی وارد میکند، هم برای اطرافیان او به شدن تلخ و در مواقعی تحمل ناپذیر است. در صورت آشنایی دقیق با ویژگیهای این اختلال و شناسایی علائم آن در وجود افراد، میتوانیم به آنها در مسیر حرکت به سمت سلامت روانی کمک کنیم. این کمک با مراجعه به متخصصان مختلف و کمک گرفتن از روشهای مختلف درمان خودشیفتگی در طب سنتی، نوین و روانشناسی به فرد کمک میکند هرچه سریعتر این اختلال را مدیریت کرده و سطح کیفی زندگی شخصی و اجتماعی خود را به شکلی قابل توجه ارتقا دهد. پیشنهاد می شود مطلب ما در خصوص انواع افسردگی را بخوانید.
بیماری های روانی شایع در ایران یکی از چالش های جدی بهداشتی به شمار میروند…
خیانت در روابط عاطفی یکی از موضوعات پیچیده و حساس است که میتواند تأثیرات عمیقی…
ترک اعتیاد یک گام بزرگ در مسیر بهبودی است، اما این فرایند اغلب با چالشهای…
انتخاب یک فوقتخصص زوجدرمانی حرفهای و باتجربه، میتواند نقش کلیدی در بهبود روابط عاطفی و…
ترک اعتیاد یک دستاورد بزرگ است، اما اغلب با چالشهای روانی مانند افسردگی همراه است.…
اعتماد به نفس یکی از ارکان اساسی موفقیت و رضایت فردی است که تأثیر زیادی…
مشاهده دیدگاه ها
سلام
سعیدم و ۳۵ سال دارم و
خودشیفته گی رو در خودم میبینم .
کبر ، صفتی که فقط مخصوص خداوند عالم است ، کبریا .
ابلیس با سجده نکردن به انسان یا سرپیچی از امر خداوند ، کبر ورزید و رانده شد ،
یعنی محروم شد از نور خداوند و دریافت روزی و انرژی ، و فرصت گرفت و خداوند اجازه و فرصت رو به ابلیس و یارانش داد تا از این طریق انسان ها امتحان و آزمایش بشن و درس بگیرند و رشد کنند .
کبر : در انسان ، انسان رو محروم میکنه از دریافت انرژی و نور خداوند ، این بیماری از طریق ابلیس و شیاطین در نفس انسانها هم رشد کرد و انسانی که دچار کبر میشود از انرژی و نور محروم میشود ،
حالا یا مجبور است دزدی کند و یا به زور وارد حریم دیگران شود و یا وارد معامله شود و ...
یا از راه سالم و روابط انسانی دریافت کند ، که انسان خودشیفته نمیتونه رابطه سالم داشته باشه و فقط دزدی میکنه و بزور از دیگران انرژی ش رو تامین میکنه .
خون آشام ها همان نفس های شیطانی هستند که دچار کبر هستند .
کاربر گرامی سلام. برای پرسیدن سوال از متخصصین لطفا اپ موبایل مایندولوژی رو دانلود کنید و سوال خودتون رو ثبت کنید. برای دانلود اینجا کلیک کنید
سعید جان یکی از ویژگی های اصلی خودشیفتگی اینه که اصلا قبول ندارن ایراد دارن هیچ مشاوره ای رو هم نمی پذیرن شما خودشبفته نیستی برادر